چه مهمانان بی دردسری هستند
مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک می کنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندکی سکووووووت
زیباترین دریا را هنوزنپیموده اند
زیباترین کودک هنوزبزرگ نشده
زیباترین روزهایمان را هنوز ندیده ایم
زیباترین وازه ها را هنوز برایت نگفته ام
دستهامان خالی دل هامان پر گفت گوهامان مثلا یعنی ما کاش می دانستیم هیچ پروانه ایی هم دیروز پیله گییی خود رابه یاد نخواهد آورد



