تبليغاتX
آواز شبانه برای کوچه ها - غرق عشق
 

توی یکی از همین خونه ها همین نزدیکی هاء دل یکی آتیش گرفته

از روی بوم هم نگاه کنین میبینین که از توی یکی از پنجره ها آتیش

میریزه بیرون دل یکی آتیش گرفته.تو اومدی اما دیر از ته یه خیابون

دراز مث یه سایه نگرانی اومدی و حسابی تجلی کردی و دل یکی رو

حسابی آتیش زدی دل یکی اینجا داره خاکستر میشه. دیر اومدی اما

یه راست رفتی سراغ دلٍ یکی و دست کردی تو سینه اش و دلش رو

آوردی بیرون و انداختیش تو آتیش بعد گذاشتیش سر جاش یکی داره

تو چشات غرق میشه یکی لای شیار انگشتات داره گم میشه یکی داره

گٌر میگیره یه نفر یه چیکه آب بریزه رو دلٍش شاید خنک شه یکی میخواد

ورت داره و ببردت اون بالا بذارتت رو کوه و بعد بدوه تا ته دره از اونجا

نگات کنه یکی میترسه از نزدیک تماشات کنه یکی میخواد تو چشات

 شنا کنه

(نویسنده دوست داشتنی ام مصطفی مستور)

+ نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 1:26 توسط آرامه |